العلامة المجلسي

256

حياة القلوب ( فارسي )

حرام است ؛ پس چون ارادهء افطار نمود طبق را گشود ودر ميان آن طبق از ميوه‌هاى بهشت يك خوشهء انگور ويك خوشهء خرما بود وجامى از آب بهشت ، پس از آن ميوه‌ها آن قدر تناول فرمود كه سير شد واز آن آب آشاميد تا سيراب شد ، وجبرئيل از إبريق بهشت آب بر دست مباركش ريخت وميكائيل دستش را شست وإسرافيل دستش را از دستمال بهشت پاك كرد ، وطعام باقيمانده با ظرفها به آسمان بالا رفت . وچون حضرت برخاست كه مشغول نماز شود جبرئيل گفت كه : در اين وقت تو را نماز جايز نيست ، بايد كه الحال به منزل خديجة روى وبا أو مقاربت نمائى كه حق تعالى مىخواهد كه در اين شب از نسل تو ذريّهء طيّبه خلق نمايد ، پس آن حضرت متوجه خانهء خديجة شد . وخديجة گفت كه : من با تنهايى الفت گرفته بودم وچون شب مىشد درها را مىبستم وپرده‌ها را مىآويختم ونماز خود را مىكردم وچراغ را خاموش مىكردم ودر جامهء خواب خود مىخوابيدم ، در آن شب در ميان خواب وبيدارى بودم كه صداى در خانه را شنيدم ، پرسيدم : كيست كه مىكوبد درى را كه به غير از محمد ديگرى را روا نيست كوبيدن ؟ آن حضرت فرمود كه : منم محمد . چون صداى فرح‌افزاى آن حضرت را شنيدم از جا جستم ودر را گشودم وپيوسته عادت آن حضرت آن بود كه چون ارادهء خوابيدن مىنمود آب مىطلبيد ووضو را تجديد مىكرد ودو ركعت نماز بجا مىآورد وداخل رختخواب مىشد ، ودر آن شب مبارك سحر هيچ از اينها نكرد ، وتا داخل شد دست مرا گرفته به رختخواب برد ، وچون از مواقعه فارغ شد من نور فاطمهء زهرا عليها السلام را در شكم خود يافتم « 1 » . وامّا كيفيت ولادت آن حضرت ومعجزاتى كه در آن وقت ظاهر شد در أبواب أحوال ومعجزات آن حضرت بيان خواهد شد ، وأحوال ساير أولاد خديجة در باب أحوال أولاد أمجاد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ذكر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .

--> ( 1 ) . العدد القوية 220 .